۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه

'گزارش ختنه زنان در جهان



گزارش ختنه زنان در جهان
برپايه گزارش منتشر شده توسط يونسكو در سال 2005 (1) ختنه تمام يا بخشي ازقسمت بيروني آلت تناسلي زنان ودختران يا هرنوع آسيب رساني به اندام هاي زنان به دلايل فرهنگي ياغير درماني پديده اي است كه در بسياري از كشورها صورت مي گيرد. امار ها حاكي از آن است كه درحال حاضربين 100 تا 140 ميليون دختر و زن در آفريقا واندكي نيز در خاورميانه دستخوش چنين ستمي شده اند. گزارش بهداشت جهاني قربانيان اين عمل را به چهار گروه دسته بندي ميكند، 1. بريدن علفه يا پوسته اطراف چوچوله با يا بدون برش كامل يا بخشي از آن، 2. بريدن چوچوله همراه با برش كامل يا بخشي از لابيامينورا يا لايه هاي داخلي اندام جنسي ، 3. بريدن همه يا بخشي از اندام تناسلي وبخيه زدن يا باريك ساختن ورودي اندام جنسي زن، 4. ساير روش هاي چاك دادن، بريدن، كشيدن، داغ كردن، اوراق كردن اندام چوچوله يا ورودي اندام جنسي، وارد كردن هرگونه ماده خورنده به دليل خونريزي وانسداد يا تنگ ساختن راه ورودي آن ..
عمل به اصطلاح ختنه اندام جنسي با همه شقوق پيش گفته، عمدتا در بين دختران 4 تا 14 سال، نوزادان، زنان آماده براي ازدواج، زنان پس از اولين زايمان رايج است. اين عمل حساس نيز معمولا توسط جراحان سنتي شامل قابله ها، سلماني ها وبدون بيهوشي و با استفاده از تيغ تراش، هرچيز تيز وبرنده و حتي شيشيه شكسته صورت مي گيرد! ختنه دختران عموما با فشار وجراحت رواني نيز همراه است و شامل درد و شكنجه، شوك، بريده شدن محل نگهداري ادرار و زخم شدن قسمت بيروني اندام جنسي است. اين عمل گاهي نيز منجربه مسموم شدن خون، نازايي، و مانع از كار آنان شده وگاهي نيز بر اثر عفونت حاصل از آن منجر به مرگ مي شود!

خشونت عليه حقوق بشر را مي توان اولين نمود بيروني عمل ختنه دختران وزنان دانست. فقدان مقدمات واصول اوليه بهداشتي ورعايت استانداردهاي يك عمل جراحي نيز از عوامل آن بشمار مي رود. از سوي ديگر اين عمل نوع ديگري از تبعيض جنسي عليه زنان مي باشد. واز اينرو با برخي از اصول اوليه كنوانسيون منع هر گونه خشونت عليه زنان وهمچنين حقوق كودكان در تناقض است.ص متاسفانه گاهي برحي دولتها از دادن اطلاعات مربوط به ختنه زنان پرهيز مي كنند. در اينگونه موارد معمولا چنين استدلال مي شود كه اين امر موضوع خصوصي بوده وافراد وخانواده هابه اختيار ودر چارچوب آزادي خود عمل مي كنند. درحاليكه پيامد هاي رواني، بهداشتي ودلايل اجبارآن، اين موضوع را در صدر مسايل جامعه، دولتها وجامعه بين الملل قرار مي دهد. امروزه ميثاق ها ومعاهدات بسياري در سطح بين الملل وجود دارد كه ناظر بر حذف هر گونه خشونت وستم عليه ويژگي هاي فرهنگي آسيب رسان است. ميثاق حقوق كودك، ميثاق حذف هرگونه خشونت عليه زنان، منشور آفريقايي حقوق ورفاه كودكان. براي نخستين بار سازمان يونسكو در سال 1979 به موضوع ختنه زنان اشاره كرده ودر سال بعد نيز به ضرورت جلوگيري از اين امر با بهره گيري از آموزش عموم مردم و زنان، اعضاي بهداشت كار سنتي و رهبران اجتماعات محلي تاكيد نهاد.
امروزه در صحاري جنوبي آفريقا، مصر و سودان سالانه بيش ا ز 3 ميليون نفر در معرض خطر ختنه هاي اجباري هستند. شواهد حاكي است كه نرخ شيوع اين عمل در شمال شرقي آفريقا از 97 درصد در مصر، تا 80 درصد در اتيوپي در نوسان است. درآفريقاي غربي نيز 99 درصد زنان در گينه، 71 درصد در موريتاني، 17 درصد در بنين و5 درصد در نيجر درمعرض اين آسيب هستند. در برخي كشورهايي كه آمار آنان در دسترس است، اين نرخ قدري پايين تر است بطوريكه در كنيا 32 درصد و در تانزانيا 18 درصد است. ازاينرو مي توان اين كشورها را به سه گونه دسته بندي كرد. گروه اول با نرخي درحدود بالاي 80 درصد، گروه دوم بين 25 تا 79 درصد .گروه سوم شامل كشورهايي است كه انواع ختنه زنان دربين يك تا 24 درصد از زنان شيوع دارد.
بررسي ها نشان مي دهد بيشترين ميزان ختنه زنان در بين گروه هاي سني 15 تا 24 سال، قبل ازاتمام آموزش وعمدتا ميان گروههاي كمترآموزش ديده و گروههاي اسلامي صورت مي گيرد. همچنين نسبت نزديكي ميان نرخ بالاي ختنه با سطح پايين شهر نشيني، همسايگي با فرهنگ هاي متعصب، وابستگي افراطي مذهبي، فقر مالي بيشتر و تركيب و تعصب بيشتر قومي منطقه وجود دارد. نكته حايز اهميت اين است كه بررسي ها نشان مي دهد بخش بزرگي از زنان در اين مناطق نيز از انجام اين سنت ديني- فرهنگي و قومي-جنسي حمايت مي كنند. حتي در كشورهايي مانند مصر، گينه، اتيوپي، سودان، مالي، ساحل عاج، نيجر و نيجريا نسبت حاميان اين سنت ها در بين دختران بيش از تعداد دختراني است كه در معرض ختنه قرار گرفته اند! برخي از اهداف ختنه زنان عبارتند از اجراي احكام اسلامي، فايده بهداشتي، حفظ بكارت ودوشيزگي دختران، كنترل تمايلات جنسي دختران تا قبل از ازدواج، اطمينان دادن به شوهر آينده دختران براي بكارت آنان، زيبايي شناسي زنان! ودستيابي به پاكي روح( ۲ ).
مي توان كشور ايران را در گروه سوم دسته بندي كرد. شواهد نشان مي دهد در كشور ايران نيز در ميان برخي از مناطق كردنشين با دوختن اندام تناسلي زنان، موزدايي بنيادين اندام زنان از سن طفوليت وهمچنين 70 درصد دختران بندر كنگ در هرمزگان عمومابا ختنه قبل از 40 روزگي و گاه قبل ازسن 5 سالگي با روشهاي سنتي و تيغ سنت ودين وفرهنگ، مورد ستم قرار مي گيرند.(3) دراين ميان اهميت فرهنگي بكارت دختران نيز از زمره ديگر محدوديت ها وزيبايي شناسي واخلاق مردخواهانه اي است كه ناخواسته در فرهنگ عمومي به دختران روا داده مي شود. شدت اين خشونت جنسي بگونه اي است كه حتي در مجالس قانونگذاري ايران نيز شاهد قانوني كردن معاينه بكارت دوشيزگان براي مردان و بهنگام ازدواج هستيم!

امروزه علاوه بر مساله ختنه زنان ودختران، سوال ديگري كه كمتر بدان پرداخته مي شود عبارت از اين است كه آيا ختنه پسران يا قطع عضوكودكان پسر نيزكه نخست دربين يهوديان و سپس ازاين طريق دربين مسلمانان نيز رواج كامل يافته است، از همان جنس خشونت عليه كودكان محسوب نمي شود!؟ عمده دلايل توجيهي ختنه پسران نيز مانند دختران عبارتند از بهداشت بهتر، پيشگيري از عفونت ادراري و كليوي، پيشگيري از بيماري هاي مقاربتي و سرطان هاي تناسلي، پيشگيري از سرطان دهانه رحم براي زنان! ولذت بيشتر جنسي مردان!( منبع شماره 2). امروزه نه تنها اسيب جنسي ختنه پسران تا مدتي باقي است بلكه در كوتاه مدت نيز داراي آثار رواني نيز هست. قطع پوسته هاي حفاظتي غشاي الت تناسلي پسران تحت عنوان لذت جنسي ، آسيب پذيري ، انزال سريع اسپرم، و ناهمزماني ارضاي جنسي زن وشوهر رانيز بدنبال دارد. آثار رواني، جنسي و اجتماعي اين عمل براي پسران مسلمان متولد شده در كشورهاي غربي بيش از ممالك اسلامي وعربي قابل بررسي ونمايش است. براي مطالعه متن كامل گزارش به سمت راست اين وب، قسمت گزارشهاي جهاني مراجعه نماييد

هیچ نظری موجود نیست: